تئوري اشوب:
تئوري اشوب يا فازي نگرش جديدي است كه نخستين بار در سال 1965 توسط پروسفور عسگر زاده مطرح گرديد. تئوري فازي بر نظريه "امكان" است همانگونه كه علم امار بر نظريه"احتمال" استوار است. كاربرد فراوان تئوري احتمالات ممكن است بر اين تصور منتهي شود كه عدم اطمينان موجود در پديده هاي احتمال پذير جنبه ي اماري داشته باشد و ماهيت تصادفي ندارد و از اين با استفاده از روش هاي امار و احتمالات انهار را مورد برسي قرار داد در حاليكه پديده هاي طبيعي فراواني يافت مي شوند كه احتمال ناپذير ند.
در علم رياضي نگرش دو ارزشي به قضايا وجود دارد كه با نماد "1"و"0" به صورت"بود و نبود"و يا"هست يا نيست"ارزشيابي مي شود و هيچ حالت بينابيني وجود ندارد . اما در دنياي واقعي پديده هاي وجود دارند كه توجيه انها در چهارچوب يك طيف پيوسته بين بود يا نبود و با ارزشي بين 0 و1 صورت مي گيرد.
با استفاده از تئوري و منطق اشوب امكان رخ داد پديدهي در محدوده ي 1و0 در نظر گرفته مي شود و ديگر استدلال اينكه پديده ي حتما رخ داده يا نه منتفي مي گردد و مي توان گفت كه پد يدهي با امكان مثلا 0.4 رخ داده است
يكي از اساسيترين مباحث تئوري اشوب بحث تابع عضويت و چگونگي تعريف ان هست و تفاوت روش هاي فازي با روشهاي ديگر در تعريف تابع عضويت پديده هاست.
براي بدست اوردن تابع عضويت فازي هيچ دستور العملي و الگوريتم خاصي نيست بلكه تجربه و نواوري حتي اعمال نظر شخصي در شكلگيري و تعريف تابع عضويت مي توان موثر باشد.
براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشيد, اين جهان, جهان تغيير است نه تقدير !!